عماد الدين حسن بن علي الطبري
135
مناقب الطاهرين ( فارسي )
چون ورقه اين سخن بشنيد گفت : هنيئا لك يا محمّد ! انت النّاموس الاعظم . تو آنى كه ما در كتب خواندهايم از تورات و انجيل . و تو رسول آخر الزّمانى . نبوّت به تو مختوم شود . و يا ليت كه من در روزگار تو بودمى تا تقرّب به تو جستمى . و من بدان مىنگرم كه تو را از اين شهر بيرون كنند و برنجانند . و هيچ پيغمبرى نبود الّا كه وى را برنجانيدند . رسول ( ص ) گفت : هر وقت كه در خلوتى بودمى يا بر كوهى ، جبرئيل بيامدى و آهنگ من كردى و من خواستمى تا خود را از آنجا بيندازم ، وى مرا برگرفتى . ديگر باره ورقه را خبر كردم . ورقه گفت : يا محمّد ، چون اين بشنوى مگريز و بر جاى باش تا وى چه گويد . آنچه گويد بشنو و بر ياد گير . ديگر باره جبرئيل ( ع ) آمد و گفت : يا محمّد ، انّك نبىّ حقّا . بخوان : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » - تا آخر فاتحه . و پيش ورقة بن نوفل شدم و سوره بر وى خواندم . گفت : ابشر يا محمّد ! انّك نبىّ مرسل . و انت الّذى بشّر به موسى و عيسى بن مريم . و آنگه ورقه اين ابيات بگفت : فان يك حقّا يا خديجة فاعلمى * حديثك ايّانا فاحمد مرسل و جبرئيل يأتيه و ميكائيل معهما * من اللّه وحى يشرح الصّدر منزل يفوز به من فاز فيها بتوبة * و يشقى به الغاوى الشّقىّ المضلّل